شهروندان پاسخ می‌دهند،

 

اگر شهردار اردکان بودم!

آیا اساساً کسی می‌داند خواست‌ها و انتظارات مردم از مدیران شهری چیست؟ و آیا اصولاً مدیران شهری شناخت کافی از ملزومات شهری، کمبودها و مشکلات شهر خود دارند؟ آیا اداره یک شهر مانند اردکان بر اساس یک برنامه‌ریزی مدون صورت می‌گیرد و آیا آنچه مردم می‌خواهند با آنچه در ذهن و عمل مدیران شهری وجود دارد همخوانی و همسانی دارد؟ اینک «بلدیه اردکان» جویای مطالبات شهروندان است و با پرسش سؤال «اگر شما شهردار اردکان بودید چه می‌کردید؟!» سعی در انعکاس آن دارد؛ پاسخ‌های داده‌شده بخشی از مطالبات شهروندان شهر است که به شما نیز این اطمینان می‌دهیم شهردار اردکان مطالبات شما رو می‌خواند و قطعاً به آن می‌اندیشد.  

💡مصطفی پیشوایی (کارمند فرمانداری اردکان)

به نظرم شهردار شهر را برای شهروندان به نحوی آماده نماید که شهر به‌جای آنکه ماشین محور باشد انسان‌محور گردد؛ به‌طور مثال برای مرکز شهر، هسته‌ای تجاری و شهری با اجازه دسترسی تنها پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حمل‌ونقل عمومی ایجاد کند؛ بین سیستم حمل‌ونقل عمومی و شخصی شهر یکپارچگی ایجاد کند، نسبت به هوشمند سازی تسهیلات و معابر شهری با شاخص اولویت‌دهی به حرکت شهروندان بر اساس همان طرح انسان‌محوری اقدام کند.

همچنین برای توسعه و نگهداری فضای سبز شهری از ظرفیت شهروندان استفاده کند، در خصوص امر پاک‌سازی معابر و دفع پسماند شهری نیز به پسماند نگاه طلای سیاه داشته باشد، قوانین و ضوابط شهرسازی و ساخت‌وساز مسکونی و شهری را مطابق با اقلیم شهر ساماندهی نماید، شهری بدون مانع برای استفاده تمام شهروندان اعم از سالم، معلول و کم‌توان حرکتی ساماندهی نماید، در مقوله مقابله و آمادگی در برابر حوادث و بلایای طبیعی تیم‌های شهرداری مجهز و آموزش‌دیده داشته باشد، در تکمیل زیرساخت و تعریف شهر الکترونیک و استفاده از تکنولوژی‌های جدید جسور باشد، در بحث میراث فرهنگی و گردشگری و معرفی مداوم شهر به گردشگران داخلی و خارجی برنامه‌ای مدون و طرحی کارآمد داشته باشد، در بحث جذب سرمایه‌گذار تیم مشاوره‌ای فرا استانی تشکیل دهد، ساختار باشگاه فرهنگی ورزشی شهرداری را در راستای ارتقای جایگاه فعالین فرهنگی و ورزش شهر به خدمت بگیرد، ارتباطی فراگیر، ساده و راحت و حتی روزانه با شهروندان داشته و خواسته‌های آن‌ها را گاهی شخصاً مطلع شود و برعکس، خواسته‌های شهر را گاه شخصاً اطلاع‌رسانی نماید.

💡محمد دشتی اردکانی (کارمند اداره)

من اگر شهردار بودم قبل از هرگونه تصمیم‌گیری کمیته‌ای قوی از کارشناسان و مشاورانِ حوزه‌های مختلف از شهرسازی و عمران و معماری تا اجتماعی و هنری تشکیل می‌دادم و با دعوت از چند مدیر شهری موفق کشوری چند همایش و کارگاه هم‌اندیشی برگزار می‌کردم و بر مبنای دیدگاه‌ها و تجارب گردآوری‌شده در این همایش‌ها از کارشناسان و مشاوران بومی خود می‌خواستم بر اساس ظرفیت‌ها و منابع موجود اردکان طرح‌های میدانی و عملیاتی کوتاه‌مدت و میان‌مدت و بلندمدت ارائه دهند. در کنار این کار ضروری، تلاش می‌کردم خدمات شهری را بر مبنای فن‌آوری هوشمند طراحی و ساماندهی کنم. برای ایجاد متناسب مراکز و مؤسسات اجتماعی، فرهنگی، رفاهی و ورزشی در محلات اقدام می‌کردم و با رایزنی با مسئولان استان و شهرستان سعی می‌کردم منابع مالی شهرداری را افزایش دهم.

 💡هادی مولوی (مهندس)

اگر شهردار اردکان بودم صداقت و درستی را پیشه خود می‌ساختم، سعی می‌کردم کارم سالم، کارآمد و شفاف باشد؛ آسایش و رفاه شهروندان بدون هیچ تفسیری هدف اصلی خود قرار می‌دادم. سعی می‌کردم شهروندانی شاداب و پرنشاط داشته باشم و از هر راهی به تقویت درآمدزایی برای شهرم تلاش می‌کردم. من اگر شهردار بودم، شهری پاکیزه، با هوای پاک همراه با امکانات زیرساختی و دسترسی مناسب برای شهروندان مهیا می‌کردم و به گسترش آموزش‌های عمومی، قانون مداری و احترام به دیگران می‌پرداختم. همچنین به توسعه خانه‌های اسباب‌بازی، حمایت از کودکان اقشار محروم، شناسایی منابع و امکانات حمایتی مردمی از کودکان، مشارکت در برگزاری جشن‌های مرتبط با کودک می‌پرداختم.

💡رضا عبادتی نیا (شهروند اردکانی)

من اگر شهردار بودم محیط‌هایی در داخل شهر برای حیوانات بی‌پناه فراهم می‌کردم تا شاهد اذیت آن‌ها در شهر نباشم و حتی به فرهنگ‌سازی و تبلیغات در بین مردم می‌پرداختم تا دیگر هیچ حیوانی در اردکان مورد آزار قرار نگیرد و حتی شهرم به‌عنوان الگوی مناسبی در این زمینه در کشور مطرح شود.

اگر من شهردار بودم به توسعه گردشگری در شهرم توجه می‌کردم، کمبودها و امکانات را به سرمایه‌داران، مدیران صنایع، مسئولان و مردم عنوان می‌کردم و از آن‌ها کمک می‌خواستم که برای توسعه صنعت توریسم تلاش کنند. به معرفی بناهای تاریخی در سایت‌های کشوری و فضاهای مجازی می‌پرداختم تا مردم ایران و دنیا، اردکان را دیار نیکان و بزرگان بیشتر بشناسند. به سوغات اردکان نظیر فرش اردکانی، حلواارده، پسته و روناس توجه و سعی در رونق این صنایع می‌پرداختم.

اگر من شهردار اردکان بود سری به کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر می‌زدم تا ببینم کدام کوچه به رسیدگی نیاز دارد و کدام محله و منطقه به مدرسه، کتابخانه، درمانگاه، مراکز تفریحی و … نیاز دارد.

 💡نگین شاکر اردکانی (دانش‌آموز)

اگر من شهردار اردکان بودم، محوطه‌ای را به اسکوترها، موتورهای برقی و دوچرخه اختصاص می‌دادم تا مردم از آن استفاده کنند. تابلوها و دیوارها را به معرفی کتاب‌های ارزنده اختصاص می‌دادم و میدان‌ها را به نام مفاخر اردکانی نام‌گذاری می‌کردم، مکان‌های مجزا در پارک‌ها در نظر می‌گرفتم تا کودکان، جوانان و سالمندان به ورزش بپردازند.